زندگی در پیش رو

آسمون

چهارشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۴، ۱۰:۳۷ ق.ظ

خبرش را رساند. خبر مرگ خانم پ را، که چندسالی بود ندیده بودمش. که همیشه برای به یادآوردنش تصویر لبخندی از صورتش را توی ذهنم ثبت کرده‌ بودم. خودش. همسرش. پسرش. خواهرزاده‌اش. و البته بچه‌ی خواهرزاده که زنده مانده. کجا؟ جاده چالوس. کجا؟ سد کرج. پرت شده‌اند داخل سد کرج. 

توی ذهنم مدام این کلمه‌ها وول می‌خورند: زمستان، جاده چالوس، سد کرج، مرگ، لعنت به یادآوری. به مرور. 

روحشون شاد.

  • ریحانه

نظرات (۱)

ریحانه.

روحشان شاد.خدا به عزیزانشان صبر بده.

خبرهای خوش بهت برسه.
پاسخ:
مرسی پری‌ِ ناز. 

انشالا خبرهای خوش رو تو بهم بدی زودتر. دعاگوی هم باشیم همیشه :*
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی