زندگی در پیش رو

بدون عنوان

چهارشنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۴، ۱۲:۲۰ ق.ظ

با تاسف و تاثر بسیار، این پست رو نوشته و عکس محبوبم رو از صدر صفحه به دور می‌کنم تنها برای گفتن یک حرف بی‌اهمیت. و اون هم اینکه پیشنهاد دارم دو واحد درس عمومی به نام "مدیریت خانه داری مجازی" برای تدریس ایجاد کنن. من یکی که بسیار لازمم. صحیح نیست توی وبلاگ حرف‌ها و نکته‌های کوتاهِ به ذهن رسیده رو منتشر کنی در حالیکه گوگل پلاس شما دیر زمانیست که خاک می‌خورد. صحیح نیست در اینستا وبلاگ نویسی بفرمایی و برای خالی نبودن عریضه عکسی هم بچسبانی تنگش. (خودم زیاد این کار رو کرده و خواهم کرد!) قضیه‌ی رو مخ اینستا البته شعرهای معناگراییه که زیر چهره‌های گهربار خودمون به رشته‌ی تحریر در می‌آوریم. آخه چرا سعدی و حافظ و شاملو و اخوان و ذالک رو در وصف خودت میاری دوست عزیز؟ و شنیده‌ها حاکی از اینست که سفارش کپشن هم می‌دن و می‌گیرن مردم! فیس بوک هم که قضیه‌ش شده تماشاگریِ گاه به گاه که گاهی هم به تماشاگرنمایی می‌زنه! توئیتر هم که حاشا و کلا. به مدت دو روز دوسالِ پیش دنبال کردم و دیگه زیادی آنی به آنی بود و هرچی به ذهن می‌رسه رو که نباس به زبون اورد. خب برین چت کنین با هم. صرفا می‌خوایم حرفامونو همه بخونن؟ البته برای یه گروه از آدم‌ها واقفم که اون قالب، مناسب‌تره برای یک موقعیت‌هایی. از گروه‌های تلگرامی هم که زبان باز نکنم بهتر است. حالا ما جزو قشر فرهیخته‌ایم والا:) به عنوان نمونه شما اسم گروه رو داشته باشید: خوشگلای میخونه. دریا موجه کاکو دریا موجه، که همینا دلمون رو گرم می‌کنن در برابر سوز سرمای یکی دو تا گروهی که خزعبلاتش گریبانمون رو گرفته. و خب می‌رسیم به کانال که ایشون هم جذبه‌ و جاذبه‌ای برای من ایجاد نمی‌کنه. اممم.... جای دیگه‌ای هم هست؟ البته یک‌سری جاهای مهجورتری هم وجود دارن که وارد قضیه‌شون نمی‌شیم. اما برام جالبه که بعضی چطور می‌تونن همه این‌ها رو هندل کنن. اعتراف می‌کنم نه بلدم و نه جنبه‌ش رو دارم و نه خواهانشم. پس معنویت -زندگی- چی شد بدبخت؟ به سر عشق چی‌ اومد؟ حالا که ما مادربزرگ پدربزرگی نداریم اما غم‌انگیزه هرباری که می‌شنوم از آدم‌های مختلف که توی جمع‌شدن‌های اینچنینی همه تمامن سرشون توی موبایل‌هاشونه و انگار نه انگار. بهانه ندید دست دشمنان تکنولوژی. هرچند این روزها راه اندازی مجدد پلاس بدجوری ذهن منو قلقلک می‌ده:)

و اینکه، پاییز، پاییزه. (سخنی از بزرگان) تشکری دارم ازشون که با من در حد توانشون مدارا کرده‌ان تا به اینجا.

پ.ن: همیشه از انتخاب عنوان فراری بودم و حالا اتفاقا گیر افتاده‌م که "باید" عنوان انتخاب کنم. آزادی کجایی؟ 

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۹۴/۰۸/۱۳
  • ۱۵۵ نمایش
  • ریحانه

نظرات (۲)

  • مهدیه فاتح
  • لبخند به لبم آوردی دخترک.
    پاسخ:
    اول که کلی در دل خود قربانتون رفتم.
    بعد اینکه ایشالا خدا بهم توانایی بده بیشتر خنده رو لب‌های شما بیارم. اون‌وقت خودمم اونجوری خوشحال‌تر می‌شم :)
    بخاطر همین داستانایی که گفتی و یه سری داستان دیگه بکل قید کلیه شبکه های اجتماعی رو زدم و الان پاکِ پاکم
    بجز فیس بوک
    که اونم خاک میخوره
    پاسخ:
    کلا کاربری فیس بوک شده خاک خوردن مگر برای یاران باوفایش.
    همه دلیل من برای نگه داشتنش دیدن واکنش‌های آدم‌هاست هرچند که دیگه اینم تکراری شده متاسفانه.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی