زندگی در پیش رو

نیست مرا فراموشی

سه شنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۴، ۰۵:۰۹ ب.ظ

ممکن است مثل اودری، اولش قدم برداری و بعد، از بی‌طاقتی‌ات بدویی برای دور شدن. برای تمام شدن. حتی اگر قرار باشد که دیدار دوباره‌یی در کار باشد، مهم همان شب قبل و همان قدم‌ها و همان دویدن‌هاست. همان نگاه خیره‌ای که روی آدم مانده است و در نهایت، می‌رود. حواست هست که شب قبلش، یک قدم برداشته‌ای توی زندگیت، که قرار است روزهای بعدت از مجرای همون قدم سرچشمه بگیرد، جاری شود و قدم‌های بعدش را بردارد. 

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۹۴/۰۹/۱۰
  • ۱۱۹ نمایش
  • ریحانه

تعطیلات رمی

نظرات (۱)

  • مهدیه فاتح
  • قرار است خیلی بدوی برای رسیدن. برای قرار گرفتن.
    یک چیزی بگویم ریحانه؟ نفس دعاهایت می‌خورد به صورتم ها!
    پاسخ:
    بعضی وقتا هم هست، اونقدر دوییدی که فکر می‌کنی دیگه باید قرار گرفت، وقتش رسیده برای نفسی تازه کردن که می‌بینی هنوز این تموم نشده یکی دیگه شروع شده. چقدر نیرو تو وجود آدم هست تا بتونه همچنان بدوئه؟ چقدر قرار نگرفتن‌ها می‌تونن تلنبار بشن رو هم؟ اما فعلا، دلم واقعن دویدن می‌خواد. نمی‌دونم برای قرارگرفتن، برای فرار کردن، برای رسیدن به چیزی؟ فقط می‌دونم دوست دارم بدوئم
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی