زندگی در پیش رو

چون صید به دام تو به هر لحظه شکارم

چهارشنبه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۵۴ ب.ظ

عصری داشتم با خودم فکر می‌کردم چرا رابطه با بعضی‌ها انقدر می‌تونه آدم رو بیازاره. از هرچیزیشون. از دوریشون، از نزدیک بودن بهشون، از واکنش نشون دادنشون به مسائلت و واکنش نشون ندادنشون به مسائلت، از درد و دل کردن و نکردن باهاشون. بی‌قراری از نبودشون و اشتیاق آزاردهنده به حضورشون و از بودنشون که زخمت می‌زنه. حتی پیام دادن و ندادنشون. چی تو خودشون دارن که انقدر آزار دهنده می‌شه برای یک آدمی تو زندگیشون؟ به جوابی هم نه فکر کردم نه رسیدم. بسکه ذهنم متمرکز چیزی نمی‌شه.

پ.ن : یادمه پارسال دلم می‌خواست درس بخونم، حالا هرکجا. هر شهر. هر گرایش. با شروع مهر شوق خوندن داشتم و دلتنگ بودم از وقفه‌ای که بعد 16 سال تداوم به وجود اومده بود. اون وقت امسال با شروع دانشگاه و قبولی تو کنکور، زار زار گریه کردم از انتخاب رشته‌ی نادرستم تو روزهایی که خیلی سخت می‌گذشت و نتیجتا حالا، بیشتر از توان و وقت این روزهایم باید بنشینم به درس و تحقیق و پژوهش. اما مدام تهش به خودم می‌گفتم تو هیچی نمی‌دونی. مطمئن باش خیری درش بوده و وقتی بری تو دلش شرایطتم باهاش هماهنگ می‌شه و اون وقت می‌خندی به گریه‌هات. انشالله!

  • موافقین ۲ مخالفین ۰
  • ۹۵/۰۶/۱۷
  • ۱۱۰ نمایش
  • ریحانه

نظرات (۲)

بستگی به میزان اهمیت ما داره
از نشانه های عشقه وقتی هرکاری که انجام بده روش حساسی :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی