زندگی در پیش رو

جان من است درد

چهارشنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۵، ۰۴:۳۸ ب.ظ

اولش می‌شود به سرطان فحش داد. یقه‌اش رو گرفت و داد زد و همونطور که خودمون رو خالی می‌کنیم گریه‌مون در بیاد و صدامون آهسته‌تر بشه و لجمون بگیره که اه. چرا گریه‌ام گرفت. چرا از خودم ضعف نشون دادم. شاید اینطوری نه. به این شدت نه. ولی همین کار رو به نوعی من هم انجام دادم و همونجا گریه‌ام سرازیر می‌شد. اما فایده نداره. اون دوست داره. خوشش میاد. خوشش هم نیاد یه بی‌تفاوت واقعیه. حالا هم گاهی که خسته می‌شم، بدنم درد می‌گیره و چشمام نایی براشون باقی نمی‌مونه و سرم به مرز ترکیدن می‌رسه، یاد سرطان می‌افتم و می‌گم لعنت بهت. اما چه فایده. باید پذیرفت. عادت کرد بهش. و حتی از یاد بردتش. بابا روزی برای کسی تعریف می‌کرد و می‌گفت همون موقع که حالم خوب می‌شه ، دوباره باید برم (با خنده) صفاسیتی. بله. اسمش رو می‌شه گذاشت مهمان ناخوانده. می‌شه گذاشت دوستی که ما رو متوجه خودمون می‌کنه. به دوره‌های شیمی درمانی می‌شه گفت صفاسیتی. و خیلی اسم‌های دیگه.

فردی رو پیدا کرده‌م که نه ساله که همچنین دوستی داره. از میون همه آدم‌هایی که مدام در حال نشون دادن عکس‌های خوشحالی و خوشبختیشون هستن تنها عکس‌ها و متن‌های همین آدم رو باور می‌کنم. آم‌ها دم از خوشحالی و خوشبختی می‌زنن و خیلی قشنگ راه‌های مبارزه با غم و ناخوشی و درد رو تجویز می‌کنن و کافیه سیرشون رو دنبال کنی و ببینی تا تقی به توقی می‌خورد چه مرگشان می‌شود. اما این زن، تا منتهای دردها رو کشیده. تا منتهای سخت‌جانی‌ها رو تحمل کرده. از دست دادن‌ها و از دست رفتن‌ها رو دیده. زودگذری‌ها و دل نبستن‌ها رو به چشم دیده و وارد قلبش کرده. حالا که پس از سومین بار عود بیماری، تا ته ناامیدی و رنجوری و فرتوتی رفته و معجزه‌وار برگشته و می‌نویسه، از لمس روزها و لحظه‌ها و خوشی‌ها و خاطرات و هدیه‌های خدا، بیشتر از همه باورش می‌کنم. بیشتر از همه به عمق جانم می‌شینه خوشی‌هاش. حتی همین روزهایی که دوباره درد سراغش اومده، که دوباره سیتی اسکن‌ها و تومور مارکرها چیزهای خوبی نشون نمی‌دن، این میزان از درک و شناخت و امیدواری و روشن‌دلی به هیجانم می‌اندازه. گرچه به قول خودش، هربار عود کردن و مواجه شدن در برابرش حتی سخت‌تر از بار اوله چون تو این بار تماما آگاهی به روندش و می‌دونی با چه چیزهایی قراره مواجه بشی. ولی قوی بودنش رو دوست دارم. دل نبستن‌هایش رو دوست دارم. انرژ‌ی‌اش رو دوست دارم. 

  • موافقین ۲ مخالفین ۰
  • ۹۵/۰۸/۱۲
  • ۱۱۳ نمایش
  • ریحانه

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی